تبليغاتX
Crystal_geo


Crystal_geo

اگر می خواهید حقیقتا زندگی کنید ابتدا مردن را بیاموزید.

امروز یه شعر واستون می زارم که با حفظش عدد پی رو تا ده رقم اعشار حفظ کنید
هر کدام از کلمات بیت دوم بیانگر یک عدد از اعشار عدد پی هست که میشه:

۳/۱۴۱۵۹۲۶۵۳۵
که فرضا خرد میشه ۳)



گر کسی از تو پرسید ره اموختن پی             پاسخی ده که هنرمند تو را اموزد

خرد  و دانش  و اگاهی دانشمندان               ره  سر  منزل  مقصود  بما اموزد

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 14:46 توسط saba| |

اگر چه به نظر می رسد ماه در شب کاملا نورانی است اما ماه نوری از خودش ندارد. بلکه به سادگی نور خورشید را همانند یک اینه بزرگ به طرف زمین منعکس می کند . همچنین با کمال تعجب ماه نور خورشید را خیلی خوب منعکس نمی کند. در واقع تنها حدود ۷٪ نوری که به ماه می تابد به زمین منعکس می شود. این به دلیل طبیعت سنگها و خاکی است که سطح ماه را تشکیل می دهند . از طرف دیگر زمین منعکس کننده خوب نور خورشید است. اگر شما می توانستید روی سطح ماه بیاستید و از انجابه زمین نگاه کنید در ان صورت زمین را چهار برابر کره ماه و تقریبا صد برابر روشنتر از ان می دیدید. بعضی اوقات که ماه یک هلال باریک روشن است ما میتوانیم طرف تاریک ماه را به طور ضعیف و به وسیله نوری که از زمین به ان منعکس می شود ببینیم. این حالت به عنوان مهتاب زمین شناخته شده است.



نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 17:19 توسط saba| |



زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست
امتحان ریشه هاشت
ریشه ات هرگز اسیر باد نیست
زندگی چون پیچک است
انتهایش می رسد پیش خدا

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 16:21 توسط saba| |

ستاره بیت الحم یک مقارنه سیاره ای(مجاورت تنگاتنگ سیارات دراسمان بوده است.)
کپلر نخستین کسی بود که ستاره کریسمس را با زمان دقیق وقوع ان شناسایی کرد.
ستاره بیت الحم که سه مجوس را به محل تولد مسیح راهنمایی کرد یکی از نمادهای مشخص عید میلاد مسیح است . ستاره شناسان - متکلمان-معتقدان وشک اندیشان به مدت دو سال درخصوص ماجرای این ستاره که تصور میشود عصر مسیحیت را اعلامسکرده اندیشیده اند.
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 14:45 توسط saba| |

۴۰۰سال بعد از گالیله

 

 

 

 


تا آنجا که مي دانيم بشر در همه دوران ها، حرکت اجرام آسماني را پيگيري مي کرد اما نگرش ما نسبت به اين اجرام آسماني از 400 سال گذشته که گاليله با استفاده از تلسکوپش به بررسي آسمان پرداخت، به طور کامل تغيير کرده است. به مناسبت بزرگداشت چهارصدمين سال ابداع تلسکوپ، به معرفي 10 تلسکوپ برتر تاريخ اخترشناسي که در زمين يا آسمان مستقر است، مي پردازيم.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 23:15 توسط saba| |

داستان گرانش از آنجايي شروع مي شود که بايد نظريه ها و اصولي که مبناي علمي ندارند از بين مي رفت. عمده اين نظريه ها مربوط به زمان باستان و فلاسفه آن روزگاران مانند اصول «ارسطو»، «افلاطون» و... بود. حدود 20 قرن از آن زمان سپري شد و هيچ اتفاق شگرفي در جهت رد يا تثبيت اين اصول رخ نداد. اصولي مانند اصل زمين مرکزي، جاذبه جرمي و... به علت اينکه ساليان دراز اين اصول درست به نظر مي رسيدند و مخالفتي با آنان نشده بود قدرت زيادي گرفته بودند و مخالفت با آنان کار مشکلي بود، اما ديگر وقت آن رسيده بود که دلاوري شيپور جنگ با اين اصول و قوانين را بزند تا بلکه نقطه عطفي در شناخت و پيشرفت علم صورت بگيرد.

احتمالاً در حدود سال 1589 ميلادي بود که «گاليله» استاد جوان رياضي، اولين شيپورهاي جنگ را نواخت. گلوله هاي جنگ «گاليله» با نظريه هاي «ارسطو» شليک شد. تا آن زمان تقريباً دو هزار سال بود که شايد هيچ کس حتي به نادرست بودن نظريات «ارسطو» فکر هم نکرده بود، چه برسد به مخالفت با آن. در آن زمان جوي پرقدرت و ناسازگار بر دنياي علم حاکم بود که بهاي مخالفت با خود را جان مخالف مي دانست. به هر حال «گاليله» اين استاد جوان رياضي به خود جرات داد با تفکرات غلط از علم در آن زمان مقابله کند و توهمات علمي را از علم تمييز دهد.

او مخالفت ها و مبارزات خود را با رد اين موضوع که سرعت سقوط جسم رابطه يي مستقيم با جرم آن جسم دارد، شروع کرد. تا آن زمان براساس نظريه «ارسطو» تصور مي شد سرعت سقوط جسم رابطه مستقيم با جرم آن جسم دارد و مستقل از شکل آن است، به اين مفهوم که اگر جسمي دو برابر جسم ديگر جرم داشته باشد، حتماً سرعت سقوطش نيز دو برابر جسم ديگر است. استاد رياضي ما تصميم داشت با انجام يک آزمايش براي رد نظريه «ارسطو»، تلاش هاي خود را آغاز کند. «گاليله» در سال 1591 با چهره يي مصمم، يک سبد پر از گوي هاي چوبي و سربي با وزن هاي متفاوت را در دست گرفت و به همراه جمعي از دانشجويان به طرف برج پيزا به راه افتاد. در راه هر کسي که آنان را مي ديد با چهره يي متعجب و نگران مي پرسيد به کجا مي رويد؟ و پاسخ «گاليله» فقط يک حرف بود؛ «مشخص مي شود.» جالب اين بود که چهره ديگر فلاسفه از همه نگران تر بود، چرا که نظرات «گاليله» را به خوبي مي دانستند و از اين موضوع نگران بودند که با آزمايشي که «گاليله» انجام مي دهد حرف چه کسي بر کرسي درستي خواهد نشست. (در آن زمان هنوز فلسفه با علوم طبيعي همراه بود و بررسي طبيعت که فلسفه طبيعي مي خواندند، توسط فلاسفه طبيعت صورت مي گرفت.)

نهايتاً «گاليله» بالاي برج پيزا ايستاد. دو گوي سربي يک و 10پوندي را در دست گرفت. به همگان نگاه کرد و پرسيد که فکر مي کنيد اگر من اين دو گوي را به طرف زمين رها کنم، چه اتفاقي رخ مي دهد؟ صداي همهمه از جمع حاضر بلند شد. اکثراً مي گفتند گوي 10 پوندي 10 برابر زودتر به زمين خواهد رسيد. جمعي هم که مي خواستند چيزي غير از اين بيان کنند، يا از ترس ديگران يا از ترديد در درستي حرف هاي «گاليله» چيزي بر زبان نياوردند. «گاليله» دو گوي را به دانشجويان مشتاق و استادان متعجب و نگران مخالف با خودش نشان داد و دو گوي را همزمان از بالاي برج به سمت زمين رها کرد. امروزه مي دانيم دو جسم با جرم هاي متفاوت با هر جنسي در خلأ هنگام سقوط از يک ارتفاع از منبع جاذبه، با هم به سطح منبع جاذبه مي رسند. هنگامي که «گاليله» اين آزمايش را انجام داد دو گوي به علت وجود مقاومت هوا با اختلاف اندکي به زمين رسيدند. به هر حال استاد جوان توانست اصل قديمي ارسطو را رد کند و به دانشجويان حاضر در آن جمع جرات مخالفت با اصولي را بدهد که شايد آن اصول از نظر آنان هم نادرست مي آمد، اما جرات بيان آن را نداشتند.

 

 

 

 

 

 



«گاليلئو گاليلئي» دلاور داستان ما، اين آزمايش را واقعاً در برج پيزا انجام نداد، اما در يک برج همان حوالي با همين شرايط و افراد انجام داد. او هدف اصلي حمله هاي خود را تعاليم ارسطو قرار داد که از نظر او هيچ مبناي علمي نداشت. «گاليله» در طول زندگي خود تلاش هاي بسياري براي پيشبرد علم انجام داد و به نتايج بزرگي رسيد، مانند به دست آوردن معادله حرکت شتابدار که خود انقلابي در حرکت شناسي بود، يا بيان اين موضوع که ربايش دو جسم نسبت به هم با مجذور فاصله آن دو رابطه عکس دارد. «گاليله» سعي کرد افکار جهان آن روز را در مورد علم عوض کند، چرا که در آن زمان مفهوم علم چنين که امروز با آن سر و کار داريم، نبود و به جرات مي توان گفت پيش قراول علم امروز «گاليله» است.

http://www.parssky.com/view/677.aspx

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 22:49 توسط saba| |

شايد به‌ نظر بعضي‌ها پرداختن‌ به‌ تاريخ‌ علم‌، كاري‌ عبث‌ باشد، ولي‌ اگر اهميت‌ فلسفة‌ علم‌ را درك‌ كرده‌ باشيم‌، آنگاه‌ سخن‌ ايمره‌ لاكاتوش‌ بسيار سودمندخواهد بود: "فلسفة‌ علم‌ بدون‌ تاريخ‌ علم‌ تهي‌ است‌، تاريخ‌ علم‌بدون‌ فلسفة‌ علم‌ نابيناست‌."

آشنايي‌ با روشهاي‌ علمي‌ و تجربي‌ مردان‌ بزرگ‌ علم‌ در طي‌ قرون‌،و چگونگي‌ استدلال‌ نمودن‌ ايشان‌ و همچنين‌ روند پيشرفت‌ علوم‌گوناگوني‌ مانند رياضيات‌، نجوم‌، فيزيك‌ و... نه‌ تنها روند قانون‌مندو منطقي‌ آن‌ را در برابر چشمان‌ ما مي‌گشايد بلكه‌ شكوهمندي‌بناي‌ عظيمي‌ به‌ نام‌ علم‌ را هرچه‌ بيشتر درك‌ خواهيم‌ نمود. يكي‌ ازتبعات‌ آن‌ براي‌ خودمان‌، آمادگي‌ براي‌ تفكر درست‌ و قانونمند درعرصه‌هاي‌ گوناگون‌ مي‌باشد.

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 20:33 توسط saba| |

در نیمروز یک انقلاب تابستانی(summer solstilce) خورشید به طور مستقیم بر فراز سوئنه(اسوان امروزی)قرار دارد و سایه ای ایجاد نمیشود اما در همان زمان در اسکندریه خورشید با یک زاویه میتابد و سایه ای قابل اندازه گیری می اندازد.
اراتوستنس از این مفهوم ساده برای محاسبه محیط کره زمین استفاده کرد.
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 0:23 توسط saba| |

 

 

در باغ "بی برگی"زاده اه.
و در ثروت فقر غنی گشتم.
واز چشمه ی ایمان سیراب شدم.
و در هوای دوست داشتن دم زدم.
و در ارزوی ازادی سر بر داشتم.
ودر بالای غرور قامت کشیدم.
و از دانش طعامم دادند.
واز شعر شرابم نوشاندند.
واز مهر نوازشم کردند.
و"حقیقت"دینم شد وراه رفتنم.
و"خیر"حیاتم شد و وکار ماندنم.
و"زیبایی"عشقم شد و بهانه زیستنم.

(ع.شریعتی)

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:15 توسط saba| |


Design By : Night Skin